درجنگ، نقش پشتیبانی روانی و عاطفی جنگجویان را به زنان واگذار شد تا با روحیه دادن به سربازان، جنگ با موفقیت به پایان برسد.در جنگ تحمیلی نیز،زنان ایرانی، خودجوش وظیفه حمایت روحی از رزمندگان را به دوش گرفتند، و آنگونه که امام خمینی )ره( هم فرمودند:" به موجب عواطفی که بانوان ابراز کردند، برای جبهه، کارهای بسیار مفیدی را انجام دادند."
از این رو، دفاع مقدس، نمونههای بیشمار و در عین حال، کمنظیری از پشتیبانیهای معنوی خانمهای ایرانی را به ثبت رسانده است، مانند:
- در گیلان غرب، فرمانده یک گردان رزمی با دیدن رشادتهای یک زن روستایی، از عقب نشینی منصرف میشود و نیروهای خود را علیرغم فرمان بنیصدر، به شهر باز میگرداند.
- فهیمه بابائیان پس از شهادت همسر اولش، چنان بر همسر دوم خود تأثیر روحی میگذارد که همسرش به جبهه میرود.
- یک مادر تهرانی، وقتی تزلزلی در فرزند رزمندهاش میبیند،به سومار میرود و به فرزندش میگوید: اگر از جبهه برگردی،شیرم را حلالت نمیکنم.
- رزمندهای میگفت: خواهرم به من آموخت که چگونه میتوانم به تنهایی یک لشکر باشم.
- مادر همسرم به من خبر داد: اگر تو به جبهه بروی، من بچههایت را نگه میدارم و افتخار کن که در این زمان به سربازی میروی.
- مادری خطاب به فرزندش مینویسد: علی جان میدانی چقدر دوستت دارم،اما صلاح میدانم پس از مراسم چهلم برادرت، به جبهه برگردی.
- خانمی وضع جانبازی مرا دید و پذیرفت به همسری من در آید و سختیهای زندگی با یک جانباز را به جان و دل خرید.
- تشویقها و طرز تفکر همسرم باعث شد، فشارهایی که به واسطه نبودن دست و پا، بر من وارد میشود را به خوبی تحمل کنم.
بخشی از حمایتهای عاطفی و معنوی بانوان از طریق شعر و از سوی شاعران زن ابراز شده و این اشعار،بر حضور بیشتر رزمندگان در جبههها تأثیر گذاشته است:
سپیده کاشانی
کجا میتوانی ز قلبم ربایی
تو عشق من و میهن من
طاهره صفارزاده
در سرزمین آسمانی جبهه
کسی به خویش نمیاندیشد
سیمیندخت وحیدی
بیا که خصم ز بدن را به خاک بنشانیم
به کوی دوست بشتابیم و سر بیفشانیم
صدیقه وسمقی
وسوسنگرد تنها بود غروب گرم در سبحانیه دیدم که نخلستان سرود رزم برلبداشت
شهلا آهنج
باز میخواند مرا تا آسمان
لیک من بنشستهام خاموش و سرد
ستادهای پشتیبانی
جلوههای دیگر همراهی خواهران و همسران و مادران مسلمان ایرانی را باید در تهیه و تدارک اجناس و اقلام مورد نیاز رزمندگان و سربازان دید. زنان در حمایت مادی و لجستیکی از جبهههای جنوب و غرب، از جان و مال خود مایه گذاشتند و صحنه به یاد ماندنی و فراموش نشدنی فراوانی را خلق کردند. آنها برای رزمندگان شال و کلاه بافتند، برای سربازان لباس و ملحفه دوختند و برای سربازان غذای گرم پختند.به علاوه:
- زهرا محمدی،از 25 گوسفند نذری،کلهپاچه درست میکند،و آن را از اهواز به خط مقدم میبرد تا صبحانهای برای رزمندگان شود.
- خانم خاکباز به همراه یک گروه از خواهران به جبهه میروند، در شب عید نوروز برای رزمندگان سبزی پلو و ماهی تدارک میبینند.
- بیشتر فعالیتهای آشپزخانه شهید چمران که روزانه پنجاه هزار نفر را غذا میداد، از سوی بانوان انجام میشد.
- خواهران مستقر در انبار شهید علم الهدی اهواز، کار بازسازی چادر صحرایی، سلاح سبک، کیسه خواب و چراغ گرم کننده را انجام میدادند. حاجیه خانم علم الهدی کاروانهای حضرت زینب )ع( را به راه انداخته بود که خانمها را جهت دیدار از جنگزدگان و خانوادههای شهدا حرکت میداد.
- مادر شهید مجید و سعید کاشانی، به مدت هشت سال در پایگاه امالشهدای کاشان کمکهای مردمی را جمعآوری و به جبهه ارسال میکرد. ستاد بیت الزهرا)ع( پایهگذار ایستگاههای صلواتی بود،در این ستاد،از پیرزن 65 ساله تا دختر 18 ساله فعالیت میکردند.
- خانم فاطمه زارعی 60 ساله، در زمان عملیات، 24 ساعته در پشت جبهه یکسره نان میپخت و فقط جهت انجام فرایض دست از کار میکشید.
زنان در طول جنگ تحمیلی)دفاع مقدس( در مساجد، منازل، مدارس و هر مکان دیگری که امکان تأسیس یک هسته و مرکز پشتیبانی وجود داشت، به جمعآوری کمکهای مردمی، بستهبندی، ارسال آن و نیز، ارائه سایر خدمات، پرداختند.این کوششها و تلاشها، آن قدر ارزشمند و سرنوشت ساز بود که امام خمینی (ره) با سخنانی ساده ولی الهام یافته از معنویت، اینگونه از آنان تشکر میکند:
«وقتی که در تلویزیون این بانوان محترم را میبینم که به همراهی و پشتیبانی کردن از لشکر و قوای مسلح اشتغال دارند، ارزشی برای آنها در دلم احساس میکنم که برای کس دیگری نمیتوانم این طور ارزش قائل شوم.آنها کارهایی که میکنند، دنبالش توقع مقامی یا اشتغال پستی یا چیزی که از مردم خواهش کنند نیست، بلکه سربازان گمنامی هستند که باید گفت در جبههها مشغول جهاد هستند.این یک هدیه الهی است،ما باید قدر این نعمت را بدانیم و به این بانوان و بچههای پشت جبهه و آنها که در شهرهای نیمه مخروبه حاضرند، اقتدا کنیم، ما باید از اینها اخلاق اسلامی، ایمان و توجه به خدا را یاد بگیریم، ما باید به این قشرها که بیتوقع به کشور و به همه شما خدمت میکنند، اقتدا کنیم و خودمان را اصلاح کنیم."
اولین مسئولیتی که زنان در دفاع مقدس،به صورت خود خوش و همپای مردان بر عهده گرفتند، جنگیدن با دشمن بعثی در جنوب و مزدوران داخلی در کردستان بود، حتی آنان، کوکتل مولوتف ساختند، تا به جنگ تانکهای عراقی بروند که قصد داشتند از مرز شلمچه بگذرند.البته تهیه و به کار بردن کوکتل مولوتف، ابتداییترین کار رزمی خواهران و زنان به شمار میآمد، بعدها آنها خود را به سلاح مجهز کردند تا مردانه با دشمن بجنگند،از جمله:
در قبرستان خرمشهر زن 65 سالهای را دیدم که تفنگ امیک بر دوش داشت. گفتم: مادر چه میکنی؟گفت:پسر و دخترم آنقدر جنگیدند تا شهید شدند و اینجا خفتهاند. میروم راهشان را ادامه دهم. هر چه او را منع کردم، نپذیرفت و گفت: باید از دینم دفاع کنم. این تنها وظیفه شما پسرانم نیست، بلکه وظیفه من هم هست. جنگید و سرانجام با ترکش خمپاره شهید شد."
زنان رزمنده در خرمشهر، کارهای دیگری را نیز بر عهده داشتند که مراقبت از تسلیحات، تسلیح رزمندگان، نگهبانی از پیکر شهدأ، توزیع سلاح بین رزمندگان از آن جمله بوده است. در جبهههای دیگر هم وضع به همین صورت بود. مثلاً:
- در گیلانغرب، یک زن،چند سرباز عراقی و در شادگان، چهار شیر زن، هشت سرباز بعثی را به اسارت در آورند.
- خانم فاطمه نواب صفوی، به همراه گروه چریکی شهید چمران و در ناحیه سوسنگرد، اسلحه به دست گرفت و جنگید.
- یک زن سوسنگردی با آرد مسموم نان پخت و با آن تعدادی از عراقیها را از پای در آورد.
- و باز در این شهر مادر شهید الحانی، یازده سرباز عراقی را به خانهاش دعوت میکند، به آنها غذا میدهد، و زمانی که آنها به استراحت پرداختند و به خواب رفتند، در اتاق را قفل میکند و بسیجیها را با خبر میسازد، و خود او هم با چوبدستی به جان بعثیها افتاد. داستان این زن شجاع را مقام معظم رهبری،اینگونه نقل کرده است:
به خاطر دارم در سوسنگرد خانم عرب مُسنی زندگی میکرد که همسرش نابینا بود. ایشان با وجود این که چهل پنچاه سال داشت، خیلی شجاعانه و در حقیقت مردوار از شهر دفاع میکرد. معروف بود که با چوبدستی، چند سرباز عراقی راه انداخته است."
صحنههای رزم زنان،اگرچه اندک بود، ولی اولاً، تا پایان دفاع مقدس کم و بیش ادامه یافت، و ثانیاً، تأثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت.به علاوه، زنان نقشهای اطلاعات رزمی فراوانی را انجام دادند.خانم حورسی از مدافعان خرمشهر در این باره میگوید:" ما از آن لحظهای که به نیروهای شناسایی ملحق شدیم، کار شناسایی دشمن، خنثیکردن بمب، شناسایی ضدانقلاب و پیدا کردن رد پای آنها در شهر و روستاها را دنبال کردیم." نوع دیگری از کار اطلاعاتی و امنیتی را خواهران بسیجی انجام میدادند،مثلا آنها در لباس امدادگر و پرستار به شناسایی منافقینی دست میزدند که به صورت ناشناس به بیمارستانها سر میزدند،تا به تعداد شهدأ و مجروحان جنگ و...دست پیدا کنند، و آن را در اختیار عراق قرار دهند.
ایسکانیوز: از مشارکت سیاسی اجتماعی زنان معاصر ایران و از حضور آنان در دفاع از کشور، زیاده سخن گفته میشود اما کمتر،مصداقی از آن ارائه میشود. حوادث پس از پیروزیانقلاب اسلامی و به ویژه دفاع مقدس نیز از این قاعده مستثنی نیست.آیا سخن از مشارکت زنان بسیجی ،یک تعارف سیاسی است؟اگر تعارف نیست مصداقهای آن چیست؟ مقاله حاضر میکوشد گوشه ای از فعالیتهای همه جانبه زنان بسیجی را در دفاع مقدس به مثابه یکی از مهم ترین وقایع این مرز و بوم، به تصویر بکشد. مقدمه در متون تاریخی، اغلب از نقش حرمسرایی زنان درباری و از تأ ثیر زنان غرب و شرق زده یا به اصطلاح روشنفکر بر تحولات اجتماعی سخن به میان آمده، ولی زنانی که در حادثه گریبایدف ، جنبش تنباکو ،نهضت مشروطه ، کشف حجاب ، قیام 30 تیر 1331 و ... مشارکت داشته اند ،توده زنان مسلمانی بوده اند که گوش به فرمان مراجع تقلید و به منظور انجام تکلیف شرعی و الهی پا به میدان مبارزه گذاشتند. از دهه 1340 تا پیروزی انقلاب اسلامی ،این زنان حضور گسترده تر و مستمرتری از خود نشان دادند ، علت آن ، اولا : خودباوری بیشتری بوده که امام خمینی )ره( در زنان پدید آورد.ثانیا: لبیک آنان به دعوت امام برای حضور سیاسی اجتماعی بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان هنوز نیاسوده و خستگی یک مبارزه طولانی علیه رژیم پهلوی را از تن بیرون نکرده بودند که بار دیگر بر خود تکلیف دیدند برای دفاع از انقلاب، به ایفای نقشهای تازهتر و مؤثرتر در عرصههای جدیدتر بپردازند، از این رو، شرکت در بحرانهایی که در گوشه و کنار کشور،بویژه در کردستان و بر پا شد، را جزء وظیفه خود دانستند، ولی آنچه بعد از حدود 1/ 5 سال پس از پیروزی، زنان را به کمک و مساعدت بیشتر طلبید، دفاع مقدس است که هشت سال نظارهگر رشادتهای زنان و مردان این مرز و بوم بوده است.

« بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند».
امام خمینی
پنجم آذر ماه سال روز تشکیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) است و همین ایام بهانه ای شد تا بار دیگر نظری بیندازیم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد که محدوده آن را همه کسانی تشکیل می دهند که دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درک شرایط و موقعیت انقلاب و کشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و کشور دریغ نمی ورزند.
به راستی که بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی که هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد.
حیثیت امروز نظام، تا حد زیادی مدیون بسیج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتی تصاحب قدرت جهانی اسلامی با بسیج همه جانبه و فراگیر در جهان میسر خواهد بود به گفته امام راحل، این امر شدنی است و باید به دنبال تحقق یافتن آن بود.
تشکیل بسیج مستضعفین ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره)هوشیاری ودرایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) ازجمله اساس ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی وهدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و باسقوط لانه جاسوسی آمریکا ، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.اسناد بدست امده از لانه جاسوسی واظهارات صریح حکام آمریکایی مردم و رهبران کشور بویزه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی آمریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی ، امری بعید و غیر ممکن نبوده و باتوجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت . براین اساس امام امت در پنجم اذر ماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر ازیک ماه بعد ازانقلاب دوم ، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند.یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیرنیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاورهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی رادر پایگاهای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.
اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضد انقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بوده و ازاین راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید ، قوت گرفت و آز آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده د رجبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس ، حصر آبادان ،فتح المبین ، ثامن الائمه و الفجر 8 وکربلای 5 و....از دستاوردهای عظیم این تشکیل الهی بود.
اگر امروز توفیق این راداشته ایم که کشور اسلامیمان وملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم یه یمن حضور گسترده بسیج بودو لاغیر . چنان که رهبر فقیدانقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره ) فرموند:
رحمت و برکات خداوندبر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است .
آری رزمنده بسیجی ، ضمن توان رزمی بسیار بالادر نبردنامنظم ، جنگجوی قابلی در دفاع منظم بحساب می آید تاحدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیشرفته را به حرکت در آورد و روبروی دشمن قرارداده ،هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور ، نظام جمهوری اسلامی و همچنیین کمک به مردم به هنگام بروزبلایا وحوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط می باشد.بسیج جایگاهی ملکوتی است . مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها،جایگاه عشق و صفا و صمیمت و دریک کلام ، شهید جبهه هاو قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست . بیش از یک سال از صدور فرمان امام خمینی ( رحمه الله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بودکه رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی ، هجوم همه جانبه خودرا به مهین اسلامی ما آغاز کرد.انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها وتغییر و تحولات آن زمان ، هیچ گونه ، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت . ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی ( رحمه الله علیه ) توانسته بود جایگاه خودراپیدا نماید، در حال خودسازی وتثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود ، فاقد هر گونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود. از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخوردار از پشتیبانی قدرتهای استعمار گر ، کشور را مورد هجوم قرارداد. دراین اثنا بودکه نقش بسیج به عنوان یک نیروی جوشیده از مردم انقلابی ، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد .دشمن که سودای فتح سه روزه را در سرمی پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد که با دست خالی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی کردند جوانان سلحشوری که به فرمان امام ( رحمه الله علیه ) در پایگاهای مقاومت تحت نام ((بسیجی )) گرد آمده بود و باکوچکترین اشاره ایشان به جبهه های نبردمی رفتند و تاآخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند. درطول هشت سال دفاع ، بسیج آنچنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند ((قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابی کند)) . بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب ، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها به جبهه های نبرد بر عهده داشت و دراین مدت توانست جمعیت مومن و صاحب ارزشی رااز امت حزب الله ،دردرون بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی رادنبال کند و سرانجام پس ازهشت سال دفاع مقدس ، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهید پرور ، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند . ( حکایاتی ازجبهه)
امام راحل این چهره مظلوم را باشایستگی تمام به تصویر کشیده و فرمودند:
شماآئینه مجسم مظلومیت هاو رشادات های این ملت بزرگ ، درصحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید . شما فرزندان دفاع مقدس وپرچمداران عزت مسلمین و سیر حوادث این کشورید.
اگر بخواهیم مفهوم بسیج و بسیجی را در ادبیات انقلاب اسلامی جستجو کنیم، چاره ای جز بیان مراد حضرت امام (ره) از بسیج و بسیجی نداریم. در اندیشه امام(ره) بسیج نهادی است اجتماعی با ابعاد متعدد. در این نگرش بسیج دیگر صرفاً سازمانی نظامی نیست که فقط در زمان جنگ و برای دفاع در مقابل دشمن شکل گرفته باشد، بلکه نهادی است وسیع و پاسخگوی نیازهای اساسی و حیاتی جامعه و با اجزای دیگر نظام، چنان هماهنگی و پیوند دارد که انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامی متصور نیست.
بسیج در صورتی می تواند نهادی جامع و شامل جهات متعدد و پایدار شناخته شود که نیازهای دایمی و باورها و ارزش های فرهنگی پدید آورنده آن به روشنی تعریف شوند، این نیازها ممکن است اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی باشند.
به فرموده امام(ره) « بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.»
از دیدگاه امام بسیجی کسی است که در عمل علاقه خود را به پیشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامی و شأن و حیثیت ملت مسلمان نشان دهد. یعنی بسیجی بودن معیار و ملاکی است که بر اساس آن میزان تعهد اعضای آن به اصول و آرمان های انقلابی سنجیده می شود.